از عشق نوشتن سخت نیست از عشق شنیدن سخت است پس می نویسیم و سعی می کنیم که تحمل شنیدن داشته باشیم
پندهای برادرانه 
اگر كسي ديوونت بود تو عاشقش باش…اگر عاشقت باشه تو دوستش داشته باش…اگر دوستت داشته باشه بهش علاقه نشون بده…اگر بهت علاقه نشون داد فقط لبخند بزن…اينطوري وقتي هميشه يك پله ازش عقب باشي اگر يه وقت خسته شد و يك پله جا موند تازه ميشين مثل هم
يادم باشد جواب كين را با كمتر از مهر وجواب
دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم
يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم
و براي سياهي ها نور بپاشم
يادم باشد از چشمه، درسِِ خروش بگيرم
و از آسمان درسِ پـاك زيستن
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست…
يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند
يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن
به دنيا آمده ام … نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان
….
يادم باشد زندگي را دوست دارم
….
يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان
بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود
زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم
….
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردي
كه از سازش عشق مي بارد به اسرار
عشق پي برد و زنده شد
….
يادم باشد سنجاقك هاي سبز قهر كرده
و از اينجا رفته اند… بايد سنجاقك ها را پيدا كنم
يادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم
….
يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس
فقط به دست دل خودش باز مي شود
…
يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم
….
يادم باشد زنده ام
نميدانم چرا گردونه را وارونه ميبينم در اين بهر خروشان ... دگر راه نجاتي نيست نميدانم چرا اين چشمه را خشکيده ميبينم همه دنياي من شد شک و ترديد و فقط يک چيز... و آن اينکه دلي را عاشق و شيداي دلداري نميبينم چرا بايد چنين باشد؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟ زماني بود ؛کاتب مشق عشق ميکرد و ديگر هيچ زماني بود ؛درويشي و مهر و دوستي هر جا هويدا بود چرا بايد به جاي مهر /کينه را مهمان دلها کرد چرا بايد به جاي دوست / دشمن را هم اوا بود

به دنيا جز غم و حسرت نديدم همدمي ديگر
بنازم غيرت غم را دمي نگذاشت تنهايم
ز بس از غم وفا ديدم شدم شرمنده آن غم
خدايا!دوري غم هم برايم شد غمي ديگر
بلاخره این عشق یعنی چـــــــــــی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عشق يعني درد يعني گم شدن پيدا شدن
ساكن غربت شدن صد عقده در دل وا شدن
عشق يعني جمع دل تقسيم خوبيها سپس
در آنطرفتر در دو راهييها ز هم منها شدن
عشق يعني رقص با آتش سرا پا سوختن
ساختن در هم شكستن پيش گل رسوا شدن
عشق يعني تا بينهايت سوختن لب دوختن
تا به خاكستر شدن ماندن سپس شيدا شدن
عشق يعني نزد خود باران شدن در يك سكوت
صبر كردن تا اقاقيها ي شب دانا شدن
عشق يعني اوج يك تيراژ غم تاليف دل
در نهايت قيمتي با يك تومن سودا شدن
عشق يعني وا شدن همسايه با گلها شدن
يك سبد خورشيد چيدن عازم شبها شدن!!!
به خاطر داشته باش تاريك ترين لحظه شب ، نزديك ترين لحظه به طلوع خورشيده ،پس از تاريكي زندگيت دلگير نشو
کلام بزرگان

شکسپير ميگه : فراموش کن چيزي را که نمي تواني بدست آوري و بدست بياور چيزي را که نمي تواني فراموش کني!
ناپلئون ميگه : حرفيو بزن که بتوني بنويسيش ، چيزيو بنويس که بتوني امضاش کني و چيزيو امضا کن که بتوني پاش وايسي......
چارلي چاپين: اگر يك روز شاد شدي ...... آرام بخند تا غم بيدار نشه و اگر يك روز غمگين شدي..... آرام گريه كن تا شادي نا اميد نشه
از زندگي هر انچه لياقتش را د اريم به ما ميرسد نه انچه که ارزويش را داريم